تبلیغات
رهپویان قرآن - مطالب مهر 1395

مهمترین شاخصه محرم و عاشورا ظلم ستیزی و احیای اسلام ناب محمدی است، محرم و عاشورا تنها یک حادثه یا واقعه تاریخی نیست، بلکه یک مکتب است که حسینیان تاریخ با الهام از این مکتب نورانی توانستند چهره نورانی اسلام ظلم ستیز و مقاوم را به دنیا معرفی کنند.
محرم و عاشورا مکتبی است که امام بزرگوار و خمینی کبیر توانست با الهام از آن مکتب حیات بخش در عصر تاریکی و جهل، چهره نورانی اسلام ناب را نمایان سازد و با انقلاب اسلامی و عاشورائیش توانست ملت‌ها را بیدار کرده و به حقایق مکتب مترقی ولایی آشنا کند.
امسال هزار و سیصد و هفتاد و ششمین سالگرد واقعه بی‌نظیر عاشورا است، واقعه عظیمی که زمان را درنوردید و از آغاز خلقت تا انتهای عالم زنده و جاودان خواهد ماند، هر سال که از این حماسه بی‌نظیر می‌گذرد عشق و ایمان و دلدادگی انسان‌های آزاده به حسین و عاشورا و یاران فداکارش بیش از پیش جلوه‌گری می کند، عاشورا یعنی زنده ماندن تفکر حسین(علیه‌السلام) که فرمودند "هیهات منّا الذلة"

هر سال که از حماسه بزرگ محرم و عاشورا می‌گذرد نیاز بشریت مظلوم و تحت ستم با این شعار (هیهات منا الذله) بیشتر می‌شود، چرا که دشمنان بشریت با توطئه‌های پیچیده‌تری در فکر به‌ذلت کشیدن ملت‌های مظلوم جهان هستند. بدانیم که حسین(علیه‌السلام) با برپایی مکتب حماسی عاشورایی جان خود و فرزندان و یارانش را برای احیای دین خدا در طبق اخلاص گذاشت آنجا که فرمودند: خداوند تو میدانی که آنچه از ما سر زد برای رقابت در امر زمامداری و یا به چنگ آوردن ثروت و مال نبود بلکه هدف ما آن است که نشانه‌های دین تو را آشکار سازم و اصلاح و دوستی را در همه بلاد برملا کنم تا بندگان مظلومت آسوده باشند و به فرائض و سنت‌ها و احکامت عمل کنیم.


ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 1 آبان 1395 توسط : معین شرافتی

امروزه شاهد آن هستیم که شبهات بارها و بارها در فضای مجازی پخش شده و موج‌هایی را در فاصله‌های زمانی گوناگون تشکیل می‌دهند. هر بار نیز توسط کارشناسان پاسخ داده شده است. اما باز شاهد همان شبهه‌پراکنی‌ها و سیاه نمایی‌های تکراری هستیم. علت آن هم روشن است. چرا که قصد شبهه افکنان حق‌جویی و یافتن پاسخ نیست؛ که اگر به دنبال حقیقت بودن فقط کافی بود در سایت‌ها و پایگاه‌های پاسخگویی کمی جستجو می‌کردند. یکی از این شبهات که بارها تکرار شده است مسئله تغییر قبله از بیت المقدس به سمت کعبه است. شبهه افکنان به گمان خود خواسته‌اند از قرآن کریم اشکال بگیرند. آنان اینگونه بیان کرده‌اند: مگر یهودیان و مسیحیان نماز می خواندند و قبله داشتند که قرآن می‌گوید از قبله آنها رو برگردان. تازه اگر اسلام دین وحدت است چرا یک قبله را از بین برد و جهان را دو قبله ای کرد؟
برای پاسخ به این شبهه ابتدا به اثبات وجود نماز در آیین یهودیت و مسیحیت می‌پردازیم سپس برخی از علت‌های تغییر قبله در اسلام را بیان می‌کنیم تا ببینیم آیا این اسلام بوده که وحدت را از بین برده یا دیگران تفرقه‌افکنی می‌کردند.

قبله و نماز در آیین یهود و مسیحیت
قبله در لغت در اصل به معنای سمت و جهت است.[۱] در اصطلاح نیز به جهت خاصی که در ادیان ابراهیمی (توحیدی) عبادت انجام می‌پذیرد قبله می‌گویند. در ادیان غیر ابراهیمی مانند بت پرستی عبادت به سوی بت و در حضور بت صورت می‌‌پذیرد که در این شکل قبله و معبود یکی است. در تمامی ادیان توحیدی نماز و عبادت وجود داشته است. در آیین یهود به نماز تفیلا می‌گویند و مانند اسلام نمازهای روزانه یعنی سه نوبت در روز واجب شده است. علاوه بر آن در ایام خاص نیز نمازهایی خاص در آیین یهود قرار داده شده است.



ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 30 مهر 1395 توسط : معین شرافتی


ترجمه و فهم قرآن

فهم از قرآن

قرآن کتاب هدایت است. یکی است؛ چون معجزه‌ای جاوید است. یکی است؛ چون دین حق یکی بیشتر نیست.«إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام‏ [آل‌عمران/19] هر آینه دین در نزد خدا دین اسلام است».
به زبان عربی نازل شده چون پیامبر آن در بین قوم عرب مبعوث شده و زبان عربی روشن‌ترین و قوی‌ترین زبان برای رساندن معنای عمیق و الهی کتاب خداست.
امّا این‌که بعضی می‌پرسند "عربی بودن زبان قرآن باعث شده است که ما چیزی از قرآن را نفهمیم و مجبور باشیم به تفسیر قرآن مراجعه کنیم " و " اگر به زبان خودمان نازل می‌شد بهتر و راحت‌تر می‌فهمیدیم" و یا این‌که؛ "از ترجمه قرآن چیزی نمی‌فهمیم و ترجمه برای ما نامفهوم است"!؟
در مورد این سؤال باید گفت: قرآن تنها در قالب زبان عربی می‌تواند معجزه جاوید، هدایت کامل و حاوی عمیق‌ترین معارف لازم باشد و در یک کلام جز در قالب زبان عربی این کتاب نمی‌توانست نزول پیدا کند و زبان دیگری چنین قابلیتی را نداشت.
نکته دیگر این که هر کس به اندازه فهم خودش از قرآن بهره می‌برد و برای فهم بیشتر از قرآن حتی عرب زبان‌ها نیز لازم است به تفسیر مراجعه کنند و در آیات قرآن تدبّر کنند.


ادامه مطلب


طبقه بندی: 4)علوم قرآنی،  وحی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 مهر 1395 توسط : محسن رفیعی

برخی از دانش آموزان محترم پرسشی را مطرح کرده‌اند که چرا قرآن به چندین زبان مختلف نازل نشده است؟ و ای کاش این کتاب هدایت برای هر ملّتی به زبان خودشان نازل می‌شد؟

این پرسش دارای چندین جواب است که در این مطلب به برخی از آنها اشاره می‌شود:

الف) درست است که قرآن کتاب هدایت است، اما باید بدانیم که خیلی از فرهنگ‌ها و زبان‌ها پس از نازل شدن قرآن پدید آمده است. یا بارها تغییرات اساسی و بنیادین داشته است، مثل زبان انگلیسی که سه دوره کهن، میانه و مدرن را پشت سر گذاشته است[۱] و چه بسا تا روز قیامت صدها زبان دیگر نیز پدید بیاید و اگر قرار بود برای هر زبانی قرآنی جدید و طبق آن ساختار نازل می‌شد دیگر مفاهیمی چون آخرین کتاب آسمانی و آخرین پیامبر و خاتمیت معنا نمی‌یافت.



ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 مهر 1395 توسط : معین شرافتی

چکیده: قرآن فقط به یک زبان نازل شد زیرا معجزه جاویدی است که نسخه دیگری ندارد.

قرآن فقط به یک زبان


سؤال: چرا قرآن که کتاب هدایت هست به زبان هر ملتی جدا نازل نشد؟

قرآن کریم به عنوان کتاب هدایت و معجزه جاوید باید بر طبق زبانی نازل شود که قدرتمندترین زبان‌ها در القای عمیق‌ترین و دقیق‌ترین مطالب باشد.
«وَ هذا لِسانٌ عَرَبِیٌّ مُبین‏[نحل/103] این زبان عربى روشنى است» از این جهت زبان عربی دقیق‌ترین و مستعدترین زبان‌هاست.
نکته بعدی این‌که؛ اگر کتاب هدایت هر ملّتی به زبان همان سرزمین نازل می‌شد ضمن این‌که نیازمند پیامبران متعدد بود به واسطه برداشت‌های مختلف هر قوم از حالت یک دین بودن خود به خود خارج می‌شد و خطر تحریف دین و از بین رفتن وحدت و یکپارچگی جهان اسلام به وجود می‌آمد.
چرا نیازمند فرستادن پیامبران جداگانه بود؟ برای این که لازمه فهماندن دین به مردم تبیین و روشن کردن کتاب آسمانی مربوطه است. «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُول إِلاّ بِلِسانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ(ابراهیم/4) و ما هیچ پیامبرى را جز به زبان قومش نفرستادیم تا - حقایق را - براى آنان بیان كند».



ادامه مطلب


طبقه بندی: 4)علوم قرآنی،  قرآن شناسی،  اعجاز ،  وحی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 مهر 1395 توسط : محسن رفیعی

هر انسانی که پا به عرصه وجود می‌گذارد ابزارهایی برای شناخت و معرفت در اختیار دارد تا به وسیله آن ابزارها بعد معرفتی خویش را تعالی بدهد، بفهمد و زندگی‌ای در پرتوی روشنایی داشته باشد. این انسان است که باید با آن وسیله‌های درک و فهم خویش را از تاریکی‌های ضلالت و گمراهی نجات بخشد. خداوند در قرآن به این ابزارها پرداخته است: «وَاللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَیْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ [نحل/۷۸] و خدا شما را از شكم مادرانتان در حالى كه چیزى نمى‏ دانستید بیرون آورد و براى شما گوش و چشمها و دلها قرار داد باشد كه سپاسگزارى كنید.» در این آیه شریفه خداوند متعال بیان داشته که انسان به هنگام تولد خود هیچ چیزی نمی‌دانست و به طور کامل از هر شناختی تهی بود. خدا نیز برای خروج انسان از این مرحله، گوش چشم و دل را در وی نهاد. ابزارهایی که هم برای شناخت مادی به کار می‌آید و هم ابزاری برای تعالی معنوی است.

شناخت سخت یا آسان؟
گاه انسان‌ها به راحتی و با استفاده‌ای ساده از این ابزارها به شناخت مورد نیاز دست می‌یابد. مثلاً با دیدن برگ گلی پی به خالق آن می‌برد و با شنیدن حکمت‌ها و سخنان پیشوایان راستین، مطیع آنها می‌شود و درس زندگی را از آنان می‌آموزد. امّا هستند افرادی که با سیاه شدن قلب‌هایشان و پیروی از هواهای نفسانی، معرفت را هر اندازه که سهل و روشن باشد، باز نمی‌فهمند و نیاز است که برای معرفت بخشی به آنان هزینه‌های گزافی پرداخت شود. قرآن کریم این مطلب را نیز مورد اشاره قرار داده است:« أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ یَهْدِیهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ [جاثیه/۲۳] پس آیا دیدى كسى را كه هوس خویش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گمراه گردانیده و بر گوش او و دلش مهر زده و بر دیده‏ اش پرده نهاده است آیا پس از خدا چه كسى او را هدایت‏ خواهد كرد آیا پند نمى‏ گیرید.» در این آیه پیروی از هواهای سرکش علت از کار افتادن ابزار شناخت ذکر شده است و در آیاتی دیگر کفر، تکبر، ستم و حق‌گریزی نیز از دیگر علت‌های سرسختی در مقابل معرفت و شناخت بیان شده است. سرسخت شدن انسان در مقابل پذیرش هدایت و معرفت براثر چنین مواردی یک امر طبیعی است. چرا که اینگونه موارد مانند تیغی که چشم را نابینا می‌کند؛ قلب را از فهم و شناخت باز می‌دارد.[۱] حتی کار تا جایی پیش می‌رود که موعظه و انذار در او اثر نخواهد کرد و گویا گوش قلبش کر شده است. « إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ [بقره/۶] در حقیقت كسانى كه كفر ورزیدند چه بیمشان دهى چه بیمشان ندهى بر ایشان یكسان است [آنها] نخواهند گروید.» اینها آنچنان گمراه شده‌اند که به راحتی حق را نخواهند پذیرفت؛ هر اندازه که حقیقت روشن و واضح باشد. تنها راهکار برای چنین افرادی تکان روحی است تا از خواب بیدار شوند، هشیار شوند و بفهمند که در گمراهی به سر می‌بردند.


ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 مهر 1395 توسط : معین شرافتی


در دین اسلام بر تلاش و همت در زندگی تأکید شده است، اما از مادی گرایی و مادی نگری مذمت شده است، از آنجا که یکی از اهداف کار و تلاش انسان، کسب مادیات است و مادی نگری، انسان را از معنویت و اخلاق اسلامی دور می‌کند؛ دین اسلام، راهکار قناعت، و راضی بودن به رزق کم را به انسانها پیشنهاد می‌کند.

اهمیت اسلام به کار و کوشش حلال
 دین اسلام بر پایه عقل و فطرت است؛ دستوراتش هم عقلانی و طبق قوانین حاکم بر جهان بشریت است.

ادامه مطلب


طبقه بندی: تازه ترین ها،  2)سبك زندگی اسلامی ،  مقاله، 
برچسب ها: قناعت، رزق کم، تلاش و همت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 مهر 1395 توسط : حسین سیدی

وقتی صحبت از عزاداری برای امام حسین (علیه‌السلام) می‌شود و ماه عزا و ماتم برای اهل بیت رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) آغاز می‌شود، شبهه افکنی‌ها علیه عرض ارادت به امام حسین و اقامه عزا برای ایشان به راه می‌افتد. برخی می‌گویند این غم‌ها، ناله‌ها و زاری‌ها بیهوده است؟ آنها حتی معترض ائمه اطهار نیز هستند و می‌گویند چرا آنها به شیعیان سفارش کرده‌اند برای حضرت حسین (علیه‌السلام) مجلس عزا برپا کنند. در اصل اینگونه افراد غم را مطلقاً یک مسئله ناپسند به شمار آورده‌اند و اشتباه آنها اینجاست که بین انواع غم فرق نگذاشته‌اند. اگر آنها انواع و اقسام غم و اندوه را می‌شناختند چنین پرسشی برای آنها ایجاد نمی‌گشت.

انواع غم

غم چهار نوع است:

۱- غم مَرَضی: یکی از انواع غم که در اصل یک بیماری است و نیاز به درمان دارد، غم مرضی است. این غم هیچ ارزشی ندارد و باید به سرعت درمان شود. در این نوع غم ما شاهد آن هستیم که فرد به یک نوع مریضی روحی دچار شده است و مدام ناراحت و اندوهگین است. مثل غمگین بودن به سبب بیماری روانی حسادت که اگر این صفت ناشایست از بین برود، فرد دیگر غمگین نخواهد بود.
۲- غم طبیعی و دنیوی: در این نوع غم، اندوه فرد به خاطر مسائل دنیایی و مادی است. مثلاً شخص دوست دارد از ثروتمندان باشد، ولی چون به مراد دل خود نرسیده است، ناراحت است. امام صادق (علیه‌السلام) نیز در این موضوع فرموده‌اند: «اَلرَّغْبَةُ فِی اَلدُّنْیَا تُورِثُ اَلْغَمَّ وَ اَلْحَزَنَ وَ اَلزُّهْدُ فِی اَلدُّنْیَا رَاحَةُ اَلْقَلْبِ وَ اَلْبَدَنِ[۱] رغبت به دنیا، غم و اندوه به بار مى آورد و بى اعتنایى به دنیا، مایه آسایش تن و جان است.»
۳- غم انسانی: وقتی انسان به دلیل خواهش‌های فطری خودش چیزی را باارزش و هدف به حساب بیاورد ولی امکان دستیابی به آن را نداشته باشد؛ غم انسانی رخ می‌دهد. مثلاً انسان دوست دارد در دنیا جاودانه باشد، ولی امکان آن وجود ندارد؛ پس فرد اندوهگین می‌شود.
۴-  غم عالی: آخرین نوع غم، غم عالی است. این غم است که واقعاً باارزش است و موجب سعادت می‌شود و پاداش دنیوی و اخروی نیز دارد. در این زمینه نیز امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: «نَفَسُ المَهمُوم لِظُلمِنا تَسبیحٌ وَ هَمُّهُ لَنا عِبادَة[۲] نفس کسى که بخاطر مظلومیت ما اندوهگین شود، تسبیح است و اندوهش براى ما، عبادت است.»
در کنار این احادیث، برخی روایات خاص نیز وجود دارد که بیانگر ارزش والای عزاداری برای اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام) است. غم شهادت امام حسین (علیه‌السلام) از آنجا که از نوع غم عالی است، مقایسه آن با دیگر غم‌ها بسیار غلط و نابجا است. غمی که در اصل نشانی حک شده بر قلب‌های مؤمنان است.
از این رو پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: «إنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةٌ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَنْ تَبْرُدَ أَبَداً[۳] همانا برای شهادت حسین (سلام‌الله‌علیه) آتشى در دل مؤمنان قرار دارد كه هرگز سرد نخواهد شد.»




ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 مهر 1395 توسط : معین شرافتی


کشته شدن جمع کثیری از مردم یمن توسط هواپیماهای سعودی، در یک مجلس ختم[1] خباثت دیگری از آل سعود را به جهانیان نشان داد، این خباثت‌ها باعث می‌شود که استکبار جهانی خیال راحتی از باب نوکران بی‌رحمشان داشته باشند و خنده‌های شیطانی سر بدهند. بی‌تردید این ظلمها ــ چه از ناحیه استکبار جهانی و چه از ناحیه نوکران آنها ــ بی‌جواب نمانده و دیر یا زود جواب این ددمنشی‌ها و ظلم‌هایشان را خواهند گرفت.
وقتی ما مسلمانان، خودمان(عربستان و متحدانش) بر خودمان(یمن و ...) ظلم می‌کنیم و باعث خندیدن دشمنان قرآن و اسلام بر پیکرهای پاره پاره‌ی کودکان یمن و ...می‌شویم؛ دیگر در باره‌ی ظلم آمریکا و دنیای غرب، چه باید گفت و چه باید نوشت؟ وقتی کسانی که خود را خادم حرمین شریفین می‌دانند، و در حق هم‌کیشان و هم‌زبانان  خود ترحم نداشته و بلکه می‌خندند؛ از آمریکا و فرانسه و انگلیس، چه انتظاری هست؟



ادامه مطلب


طبقه بندی: تازه ترین ها،  مقاله،  3)نقد و انتقاد، 
برچسب ها: آل سعود، ظلم، امام مهدی(ع)،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 مهر 1395 توسط : حسین سیدی

عزت گمشده‌ای است که هر انسانی در زندگی خویش به دنبال آن است و هیچ کسی نیست که بخواهد در زندگی خویش فردی ذلیل و خوار باشد. اگر فردی به سادگی شکست را بپذیرد و بدون هیچ تلاشی خود را شکست خورده بداند؛ شرافت و عزت خویش را باخته است و ذلت را انتخاب کرده است. عزت در اصل به معنای صلابت و عدم پذیرش شکست است. صفتی که بر آمده از غیرت، حمیت، رشادت و شجاعت است.[۱] در اصل عزت به معنای شناخت هر فرد از مقام و منزلت خویش است، مقامی که آن را نفروشد و آن را از دست ندهد.

در بیان قرآنی انسان خلیفه و جانشین خداوند معرفی شده است.[۲] مقامی که تنها برازنده انسان بوده و این وظیفه آنهاست که این مقام را حفظ و نگهداری کنند. حفظ این مقام ارزشمند نیز تنها در سایه اطاعت و بندگی خداوند شدنی است؛ چرا که عزت صفتی نیک است و خداوند جامع تمامی صفات نیک و پسندیده می‌باشد. حتی خداوند در قرآن به این مسئله اشاره کرده و تمامی عزت را منحصر در خود دانسته و نزدیکی به خود را راه عزتمندی برشمرده است: «مَنْ كَانَ یُرِیدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعًا [فاطر/۱۰] هر كس سربلندى مى‏ خواهد سربلندى یكسره از آن خداست‏.»

همواره بودند افرادی که برای کسب عزت و سربلندی تلاش کردند اما از آن جهت که راه را درست انتخاب نکرده بودند و از ابزار صحیح استفاده نکرده بودند؛ نتیجه معکوس و غلط گرفتند و به جای عزت، ذلیل شدند. حتی در صدر اسلام برخی از مؤمنان عزت را در نزدیکی، رفاقت و ارتباط با کافران می‌دانستند که خداوند در این آیه، عمل آنها را تقبیح کرد و به آنها راه صحیح عزتمندی را یادآور شد: «الَّذینَ یَتَّخِذونَ الكافِرینَ أَولِیاءَ مِن دونِ المُؤمِنینَ ۚ أَیَبتَغونَ عِندَهُمُ العِزَّةَ فَإِنَّ العِزَّةَ لِلَّهِ جَمیعًا﴿نساء/۱۳۹﴾ همانها که کافران را به جای مؤمنان، دوست خود انتخاب می‌کنند. آیا عزّت و آبرو نزد آنان می‌جویند؟ با اینکه همه عزّتها از آن خداست؟!»



ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 مهر 1395 توسط : معین شرافتی
  • تعداد کل صفحات : 6  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6