جنگ تحمیلی کشور ایران را دوباره به جایگاه عزّت و بالندگی خود رساند. اگر امروز نیروهای سپاه ایران می‌توانند وضعّیت ناوهای آمریکایی را رصد کنند و آنها  را به پاسخگویی و رعایت حدّ و حدود خود وادار کنند؛ از برکت ایستادگی روزهای نبرد با ناوهای آمریکایی در خلیج فارس در سالهای پایانی جنگ است. این عزّت و جایگاه مقتدر (توان دفاعی) را باید روز به روز تقویت کرد، و نگذاشت در بحث های سیاسی به حاشیه رانده شود.

ارادّه‌ای پولادین برای دفاع
در تاریخ پرفراز و نشیب کشور عزیزمان ایران هر وقت انگیزه کافی و عوامل جانبی دیگر برای دفاع در مقابل متجاوزان به این آب و خاک وجود نداشته، کشور عزیزمان شاهد روزهای سختی بوده است. 

ادامه مطلب


طبقه بندی: تازه ترین ها،  جهاد و دفاع،  مقاله، 
برچسب ها: دفاع، خلیج فارس، دشمنان ایران،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 8 مهر 1395 توسط : حسین سیدی
شهره‌ی آسمان؛ جشن غدیر

دین اسلام آخرین و کامل‌ترین دین؛ و پیام‌آور آن نیز آخرین پیامبر است. اصل دین بر پایه قرآن بنا نهاده شد و تفسیر و اجرای آن بعد از پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله) نیازمند افرادی است که مستقیماً از طرف خداوند متعال منصوب شده باشند؛ لذا مهم‌ترین مسأله بعد از اتمام نبوّت، انتصاب الهیِ ولایت و امامت مسلمین و پرچمداران دین اسلام است. این مسأله از آن‌جا اهمیّت بیشتری می‌یابد که اگر به هر نحوی اطلاع رسانی گسترده، به موقع و اثرگذاری برای نصب الهی جانشین پیامبر صورت نپذیرد و رشته نبوّت درست و محکم (از لحاظ تاریخی) به ولایت و امامت ائمّه متصل نشود، خطر نابودی دین بسیار جدّی خواهد بود. به همین خاطر باید در تمام مراحل مراسم انتصابِ این مقام، قاطعیّت و جدّیت و وضوح در بالاترین حدّ خود باشد.

بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّك‏
کلمه " بَلّغ" به معنای «برسان» تنها یک بار در قرآن کریم به کار رفته و آن نیز در مورد واقعه غدیر خُمّ است. صراحت و جدّیت در این بیان کاملا آشکار است. «بلّغ» به طورى كه" راغب" در كتاب" مفردات" مى‏گوید: از جمله" أَبلِغ" تاكید بیشترى را مى‏‌رساند.[1] خدای متعال فرمود:«یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرین‏ [مائده/67] اى پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملًا (به مردم) برسان! و اگر نكنى، رسالت او را انجام نداده‌‏اى! خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه مى‏‌دارد و خداوند، جمعیّت كافران (لجوج) را هدایت نمى‏‌كند».


ادامه مطلب


طبقه بندی: 5)علوم حدیث،  فقه الحدیث(متن شناسی)،  9)ویژه نامه ها، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 7 مهر 1395 توسط : محسن رفیعی
حصر که شکست و آبادان چونان پرنده‌ای از قفس بعثی‌ها پر کشید؛ گویا دیگر تنها یک کار برایشان باقی مانده بود. خود را سرباز امام روح‌الله می‌دانستند و از وقتی پیام امام را شنیدند که حصر آبادان باید شکسته شود؛ آب خوش هم از گلویشان پایین نرفته بود. بارها و بارها تلاش کردند اما نشد که نشد. وقتی ۵ مهر ۶۰ که حدود یکسالی از حصر می‌گذشت عملیات را با رمز نصر من الله و فتح قریب آغاز کردند و نام آن را ثامن‌الائمه گذاشتند، لحظه شماری می‌کردند تا گل لبخند رضایت را بر لبان پیر جماران ببینند.
عملیات در کمتر از ۴۸ ساعت به پایان رسید، خبر شکسته شدن میله‌های حصر آبادان در تمام دنیا پیچید. امام پیام رضایت صادر کرد. از طرف دیگر صدام کافر ۷ تن از فرماندهانش را اعدام کرد تا معلوم شود چه ضربه‌ای به آنان وارد شده است.
حال نوبت وصال بود. یکسال بود که فرمان امام عملی نشده بود و حال که به ثمر نشست وقت وصال یاران با امام امت بود. ۵ تن بودند اما کار سیمرغ را می‌کردند و به نمایندگی از تمام رزمندگان؛ ارتش، سپاه و بسیج غیور عازم تهران بودند تا دیداری تازه کنند و درس بزرگی و بزرگمردی را از نو و در مرحله‌ای دیگر آغاز نمایند.
موتور هواپیما روشن شد اما بیش از آنکه صدای موتور شنیده شود این هلهله فرشتگان بود که به گوش می‌رسید. قرار بر دیدار با امام امت بود اما این قرار تغییر یافت؛ دیدار با حضرت معبود. دیدار با معبود در تاریخ ۷ مهر ماه۱۳۶۰.
آنها از ابتدا هم آسمانی بودند و زمین نمی‌توانست مقتل آنها باشد. وای که چه پروازی را آغاز کردند. پروازی که فلاح و سعادت در آن بود و آسمان این جهان را آراست. پروازی که هیچ کس فکرش را نمی‌کرد تبدیل به عروج آنها گردد و نامشان را در پهنه گیتی ثبت نماید. آری تنها بیست مایل تا تهران مانده بود که معراجی شدند. یاد شهیدان جهان‌آرا، فکوری، کلاهدوز، فلاحی و نامجو به خیر و راهشان پر رهرو باد.
در ادامه چند خاطره از آنها ذکر می‌کنیم تا با آگاهی یافتن از زندگی ایشان سبک زندگی شهدایی را درس گیریم.
شهید سید محمد جهان آرا
۲۷ ساله بود که پرواز ابدی‌اش را آغاز کرد و دیگر زمینی نشد.قبل  از سال ۵۱ طعم مبارزه علیه رژیم منحوس پهلوی را چشیده بود و زندان ساواک را هم تجربه کرد. به دلیل سن کم به یک‌سال محکوم شد. سال ۵۵ با شرکت در گروه منصورون به مبارزه مسلحانه علیه ظلم و استعمار شاهنشاهی پرداخت.
جهان‌آرا عصبانی بود. گوشی را دادند به بنی‌صدر. بهش گفت «آقای رئیس‌جمهور خجالت نمی‌کشید تا نزدیکی فرمان‌داری رفتید به بچه‌ها سر نزدید؟ از ترس جونتون برگشتید رفتید. فکر کرده‌ید اینا برای کی دارن می‌جنگن؟ خودتون رفته‌ید توی زیرزمین قایم شده‌ید به ما دستور می‌دید؟ اگر ما می‌جنگیم به حرمت امامه به خاطر اسلامه». بنی‌صدر تمام وقت می‌گفت «آقا با من این جوری صحبت نکنید، مراقب حرف‌هاتان باشید.» بعد با عصبانیت گوشی را گذاشت.[۱]
آری او بصیرت را معنا می‌کرد.


ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 7 مهر 1395 توسط : معین شرافتی

ده سال از هجرت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌گذشت. در این ده سال بارها و بارها پیامبر و یاران با وفایش درباره حقانیت اسلام با پیروان دیگر مذاهب بحث و گفتگو کرده بودند. در راستای همان تبلیغات و ارشادات الهی، رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نامه‌ای برای اُسقف نجران به نام ابوحارثه نوشته، وی و مسیحیان نجران را به اسلام دعوت می‌کنند. ابوحارثه در اصل نماینده رسمی کلیسای روم در حجاز به شمار می‌رفت.

 نجران که در مرز حجاز و یمن قرار داشت، هفتاد دهکده را شامل می‌شد. پس از خواندن نامه تصمیم گرفتند یک شورایی را راهی مدینه برای گفتگو و بررسی بفرستند. برای این منظور از بین مسیحیان شصت نفر و در رأس آنان سه نفر راهی مدینه شدند.

جریان مباهله

با ورود این هیئت به مدینه بحث‌ها و گفتگوها آغاز شد. سرانجام مسیحیان نجران اعلام کردند که از راه گفتگو حقیقت بر آنها روشن نمی‌شود و باید به مباهله پرداخت. مباهله به عملی می‌گویند که دو طرف یکدیگر را لعن و نفرین کنند.[۱] پس از این پیشنهاد مسیحیان آیه مباهله بر پیامبراکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نازل شد: «فَمَنْ حَاجَّكَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل‌لَّعْنَتَ اللَّـهِ عَلَی الْكَاذِبِینَ [آل‌عمران/۶۱] هر گاه بعد از علم و دانشی که ( در باره مسیح ) به تو رسیده ، ( باز ) کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند ، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم ، شما هم فرزندان خود را ما زنان خویش را دعوت نماییم ، شما هم زنان خود را ما از نفوس خود دعوت کنیم ، شما هم از نفوس خود آن گاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم».
بنابراین پیامبراکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیز بنابر فرمان الهی حاضر به مباهله شدند. مطابق بین‌الطلوعین ۲۴ ذی‌الحجه سال ۱۰ هـ ق.[۲] وقتی هیئت نجران از حضور نبی مکرم اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله) مرخص شدند در جلسه خصوصی قرار گذاشتند که اگر پیامبر به همراه سربازان خود در مراسم مباهله آمد متوجه می‌شویم او صادق نیست. چرا که اگر به نبوت خویش ایمان داشته باشد، با عزیزترین افرادش حاضر می‌شود و عزیزان خود را هم می‌آورد زیرا می‌داند که اتفاق ناگواری بر اثر لعنت و نفرین به آنان نخواهد رسید.
وقت مباهله فرا رسید. پیاامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌) هنگام حرکت به محل مباهله، دست حسن و حسین را گرفته بود، و علی پیش روی پیامبر و فاطمه (علیهم‌السّلام) پشت سر آن حضرت، حرکت می‌کردند.[۳] وقتی اسقف مسیحیان وضع حضور پیامبر را مشاهده کرد، گفت: من چهره‌هایی را می‌نگرم که هرگاه دست به دعا بلند کنند، و از خدا بخواهند که کوهی از مکه را از جا بکند، بی درنگ کنده می‌شود، بنابراین مباهله نکنید، که اگر مباهله کنید، همه مسیحیان هلاک می‌شوند و در سراسر زمین تا قیامت یک نفر مسیحی باقی نمی‌ماند.
مهاجر و انصار برای تماشای صحنه و باخبر شدن از ماجرا حاضر شده بودند. همه دیدند که مسیحیان نجرانی حاضر به مباهله نشدند و قرار بر این شد که حکومت اسلامی را بپذیرند، هرسال به آنان مالیات بپردازند و در مواقع جنگ و تهدید حکومت اسلام با جان و مال خود از اسلام دفاع کنند.[۴]



ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 مهر 1395 توسط : معین شرافتی




یکی از راه‌هایی که ما ملت مسلمان ایران می‌توانیم علاوه بر این‌که برای اهل بیت پیامبر پیرو خوب و زینت‌بخش باشیم؛ در دنیا هم بر اعتبار و جایگاه خویش بی‌افزاییم؛ جلوگیری از اسراف و تبذیر، و پرهیز از مصرف زدگی است. اگر کشور ایران در بخش‌هایی پیشرفت داشته است؛ بی‌تردید از ریخت و پاش در آن بخش، جلوگیری کرده و با استفاده بهینه از امکانات و فرصت‌ها، به مطلوب خویش رسیده است.

باید زینت دینمان باشیم...
امام رضا(علیه السلام) در حدیثی وظیفه ما را نسبت به دینمان اینگونه یادآور می‌شود: «وَ كُونُوا زَیْناً وَ لَا تَكُونُوا شَیْناً؛[1]برای ما زینت باشید نه که عیب ما باشید»a

ادامه مطلب


طبقه بندی: تازه ترین ها،  2)سبك زندگی اسلامی ،  مقاله، 
برچسب ها: عدم اسراف، زیبنده، ایران اسلامی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 مهر 1395 توسط : حسین سیدی

یکی از مباحثی که بارها در ذهن افراد سؤال برانگیز شده و ذهن‌‎ها را به خود مشغول کرده است بحث قضا و قدر الهی است. جوانان بسیاری با این پرسش روبرو می‌شوند و تا سال‌ها این پرسش به صورت شبهه‌ای در ذهن آنها باقی می‌ماند. یکی از این شبهات که ناشی از فهم نادرست و تبیین غلط مسئله قضا و قدر است، به این صورت بیان شده است: احادیث فراوان درباره رضایت به رضای خدا و اکتفا به رزق کم یا تسلیم بودن در برابر قضا و قدر الهی باعث عقب ماندگی ما مسلمانان شده است.
برای پاسخ به چنین سؤالاتی باید با مفهوم صحیح قضا و قدر آشنا شویم.

قضا و قدر به چه معناست؟
لغت قدر به معنای اندازه، اندازه‌گیری و تعیین حد و حدود شیء است. و در اصطلاح به معنی این است که خداوند متعال برای هرچیزی اندازه‌ای قرار داده و آن را براساس اندازه‌گیری و محاسبه آفریده است. قضا نیز به معنای حکم، قطعیت یافتن و حتمی بودن چیزی است.
بنابراین می‌توان بیان داشت که خداوند متعال طبق قدر خویش انسان را موجودی مختار آفریده است و اعمال انسان را اختیاری قرار داده است. و به این اختیاری بودن انسان حکم و حتمیت بخشیده است.


ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 مهر 1395 توسط : معین شرافتی

بعثی‌ها در ۸  آبان ۵۹ با کمک پل شناور از منطقه ذوالفقاری و رودخانه بهمن‌شیر آبادان را محاصره کردند. انتخاب منطقه ذوالفقاری وجود نخلستان‌هایی بود که عبور آنها را آسان می‌کرد. با عبور از رودخانه، آبادان در یک محور ۳۳۰ درجه‌ای به تصرف متجاوزان در آمد و آبادان محاصره شد. رژیم بعث که طعم مقاومت اهالی خرمشهر را چشیده بود و می‌دانست تصرف یک شهر چقدر سخت و تلخ است، تنها تصمیم به محاصره آبادان را گرفت و آن را عملیاتی نمود.[۱]
آنها فکر می‌کردند آبادان را برای همیشه در دست خواهند داشت. امام تنها با گذشت یک هفته از حصر آبادان در ۱۴ آبان خطاب به نیروهای مسلح و در آستانه ماه محرم در حضور مبلغان فرمودند:
من منتظرم که این حصر آبادان از بین برود. و [هشدار] مى‏ دهم به پاسداران، قواى انتظامى و فرماندهان قواى انتظامى که باید این حصر شکسته بشود؛ مسامحه نشود در آن، حتماً باید شکسته بشود. فکر این نباشند که ما اگر اینها هم آمدند، بیرونشان مى‏ کنیم. اگر اینها آمدند، خسارات بر ما وارد مى‏ کنند. نگذارند اینها بیایند در آبادان وارد بشوند. از خرمشهر اینها را بیرون بکنند. حال تهاجمى بگیرند.[۲]


ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 مهر 1395 توسط : معین شرافتی
  • تعداد کل صفحات : 218  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...